کلیدِ گمشده لای کتاب؛ طالعِ عقرب یا نشانهیِ ذهنِ خلاق؟
دفاعیهای برای بینظمی بهمثابهی مظهرِ زندگیِ پویا و الهامبخش

گفتهام که همیشه کلیدهایم را گم میکنم!؟ نه از سرِ بیدقتی، که از سرِ وفاداری به جریانِ سیالِ ذهنم. امروز صبح، باز هم کلیدِ خانه را پیدا نمیکردم. بینِ صفحههایِ کتابی که نیمهتمام رها کرده بودم، لایِ دفترچهیِ خطخطیِ قدیمیام، یا شاید تویِ جیبِ مانتویِ دیروز؟ این جستوجویِ همیشگی، برای خیلیها نشانهیِ بینظمیست. اما من در این گمگشتگیِ شیرین، یک الگویِ پنهان میبینم.
در مدرسه، به ما آموختند که ذهنِ منظم، ذهنِ موفق است. معلمِ ریاضیام همیشه میگفت: «مرتب باش، تا مرتب بیاندیشی.» اما جالب اینجاست که تحقیقاتِ روانشناسیِ شناختی، چیزِ دیگری میگویند. مثلاً در پژوهشی که در Frontiers in Psychiatry منتشر شده، محققان دریافتند افرادی که علائمِ بیشترِ نقصِ توجه دارند، در آزمونهایِ تفکرِ واگرا – یعنی تواناییِ تولیدِ ایدههایِ متعدد و بدیع – نمراتِ بالاتری کسب میکنند. تفکرِ واگرا، همان چیزیست که ذهن را از یک مسیرِ خطی خارج میکند و به آن اجازه میدهد تا میانِ مفاهیمِ دور از هم، پل بزند.
هالی وایت، پژوهشگرِ دانشگاهِ میشیگان، در مطالعهای از ذهنِ افرادِ دارایِ نقصِ توجه بهعنوان «ذهنِ آشوبناک» یاد کرده و معتقد است همین آشوب، میتواند به نوعی مزیتِ خلاقانه منجر شود. او میگوید این ذهنها در «گسترشِ مفهومی» – یعنی عبور از مرزهایِ سنتیِ تفکر – تواناییِ فوقالعادهای دارند. انگار که مغز، بهجایِ فیلتر کردنِ محرکهایِ بهظاهر نامربوط، همه را راه میدهد و از دلِ این درهمآمیزی، ایدههایِ ناب سر برمیآورند. کارسون و همکارانش در هاروارد هم نشان دادهاند افرادی که «بازداریِ شناختی»ِ کمتری دارند – یعنی نمیتوانند بهراحتی محرکهایِ بیربط را نادیده بگیرند – در صورتِ برخورداری از هوشِ بالا، هفت برابرِ بیشتر از دیگران به خلاقیتِ برجسته دست مییابند.
شاید عقرب بودنِ من هم همین باشد؛ نگاه به زیرِ سطح، دیدنِ چیزهایی که دیگران از کنارشان میگذرند. من کلیدم را گم میکنم، اما در عوض، ردِ پایی از یک ایده را پیدا میکنم که تا ابد باهام میماند. کلیدِ گمشده لایِ کتاب، شاید نشانهیِ یک ذهنِ آشفته نباشد، بلکه نشانهیِ ذهنی باشد که دارد با دنیا گفتوگو میکند. حالا سوال این است: آیا ما در نظامِ آموزشیِ خود، به جایِ سرکوبِ این آشوبِ خلاق، نباید راهی برایِ پرورشِ آن پیدا کنیم؟