لوتوس و ایلناز
دو دخترِ شصتی، هزار قصهی تازه، هزار نگاهِ متفاوت.
دو دوستِ متولد ۱۳۶۸، بعد از سالها زندگی در سایهٔ سقفهای پدری، حالا در یک آپارتمانِ شصتمتری، جسارتِ «خود بودن» را پیدا کردهاند. از دلِ همان دعواهای بچگانه بر سرِ رنگِ پرده و چیدمانِ کابینت، قصههایی خلق میکنند که هزاران زنِ دیگر، تشنهٔ شنیدنِ بیپیرایهترین نسخهاش هستند.
لوتوس با ذهنِ قیفوارِ سنبلهای، دنیا را با دقت و ساختار میبیند؛ ایلناز با ذهنِ شعاعیِ عقربی، لایههای پنهانِ زندگی را کشف میکند. اما هر دو در یک چیز مشترکند: بیزاری از سطحینگری و عشق به طنزِ تلخ. این وبلاگ، روایتِ همان لحظاتِ سادهایست که در تقابلِ این دو نگاه، معجزه میآفرینند.


