درباره ما

لوتوس و ایلناز؛ کارگاه رویاییِ بی‌سروصدا

هزار قصهٔ تازه

اینجا قرار نیست یک سایت تخصصی با الگوریتم‌های پیچیده باشد. اینجا خانهٔ دو دوستِ قدیمی است که بعد از سال‌ها زندگی زیر سقف خانواده، جسارتِ «خود بودن» را در یک آپارتمان نقلی پیدا کرده‌اند. وبلاگ ما، بیانیه‌ای است برای استقلال عاطفی و مالی؛ نه از جنس شعارهای تند، بلکه از جنس تجربهٔ تلخ و شیرینِ پرداختِ قبضِ گاز به نام خودمان و نترسیدن از صدای لوله‌کش غریبه. اینجا قصهٔ دخترانی است که در آستانهٔ چهل‌سالگی، «نه» گفتن را تمرین می‌کنند.

چرا اسمِ دامنه luyilu68.com است؟

فقط یه مدت برای شوخی اسم همدیگه رو مخفف کردیم و بعد دیدیم خیلی بی‌مزه‌ست و در شأن ما نیست! تا وقتی خواستیم این سایت رو راه‌اندازی کنیم و خواستیم خیلی کوتاه باشه. Luy از لوتوس، Ilu از ایلناز، و 68 سال تولدِ هر دوی ماست. ساده و بی‌پیرایه، درست مثل خودمان. البته این رو هم بگیم که ماه تولد ما هم 6 و 8 یعنی شهریور و آبان است! همه چی جوره! مگه نه؟

 

 

داستانِ دوستیِ ما

از دفترِ شلخته تا گالریِ نقاشی

لوتوس و ایلناز در یک مدرسهٔ دخترانه در اصفهان بزرگ شدند، اما هرگز دوستِ صمیمی نبودند. لوتوس دخترِ گوشهٔ کلاس بود که دفترش را پر از گل‌های عجیب می‌کرد و معلم ریاضی تحقیرش می‌کرد. ایلناز ناظمِ کلاس با نمرات عالی بود که از دفترِ شلختهٔ لوتوس دلش می‌سوخت و فکر می‌کرد آینده‌ای ندارد. حدود ۵ سال پیش، در یک گالری نقاشی دوباره به هم رسیدند؛ ایلناز برای فرار از خواستگاریِ اجباری به گالری پناه برده بود و لوتوس از اولین نمایشگاه انفرادی‌اش رونمایی می‌کرد. ایلناز با دیدن نقاشی‌ها مبهوت شد و لوتوس فهمید که ناظمِ سخت‌گیر، مخاطبی فوق‌العاده و دقیق برای هنر اوست. از همان جا، دوستی‌شان شکل گرفت و بعدها با تبادل مهارت‌ها به هم‌خانگیِ امروز رسیدند.

سه رازِ هم‌زیستیِ ما

    6 روز پیش

    از نقاشی‌های دروغین و لبخندهای مصنوعی فرار کنید.

    لوتوس از نقاشی‌های دروغین و شعارزده بدش می‌آید؛ نقاشی‌هایی که فقط برای فروش کشیده می‌شوند و تهی از یک حسِ…
    7 روز پیش

    دفترچهٔ خواستگارانِ عجیب و غریب؛ بدون اشکِ تأسف بخندیم

    یک شب، بعد از اینکه مادر لوتوس سومین پیامِ صوتیِ التماس‌آمیز را برای «یک فرصتِ آخر» فرستاد، لوتوس گوشی را…
    7 روز پیش

    هنرِ سکوت کردن؛ وقتی بودن، بدونِ حرف زدن کافی است

    خیلی از رابطه‌ها به خاطر «زیاد پرسیدن» از بین می‌روند. «چرا داری گریه می‌کنی؟»، «چرا امروز حوصله نداری؟»، «چرا دیشب…

    لوتوس؛ خاکِ صبحگاهیِ نظم و هنر

    متولد ۵ شهریور ۱۳۶۸، ساعت ۶:۱۵ صبح، اصفهان

    لوتوس با برج سنبله و عنصر خاک، نمایندهٔ همگرایی، دقت و ساختار است. ذهنش مانند قیفی عمل می‌کند؛ اطلاعات پراکنده را می‌گیرد، غربال می‌کند و خروجیِ منسجمی تحویل می‌دهد. او شب‌ها لباس فردا را آماده می‌کند، قبض‌ها را سرِ وقت می‌پردازد و هرگز کلیدش را گم نمی‌کند. اما پشت این منطقِ سرد، هنرمندی است که در نقاشی و سفالگری به معجزه‌گری متمرکز تبدیل می‌شود. لوتوس نماد کسانی است که به‌خاطر واقع‌گراییشان دور از دسترس به نظر می‌رسند، اما در عمق وجودشان مهربان‌ترین و دلسوزترین آدم‌ها هستند.

    ایلناز؛ نیلِ شبانهٔ رمز و راز

    متولد ۱۰ آبان ۱۳۶۸، ساعت ۲۱:۲۰ شب، اصفهان

    ایلناز با برج عقرب و عنصر آب، نمایندهٔ واگرایی، شهود و عمق است. ذهنش شعاعی و چندلایه است؛ در یک دقیقه از بوی نان سوخته به خاطرهٔ کودکی و سپس به فلسفهٔ مرگ و زندگی ماهی می‌رسد. کلیدها را لای کتاب یا یخچال جا می‌گذارد، مانتو بدون نگاه به قیمت می‌خرد و ظرف‌ها را در آبکش رها می‌کند. اما پشت این حواس‌پرتی، مشاورِ مدرسه‌ای است که ساعتها پای درد دل دانش‌آموزان می‌نشیند و با نگاهِ نافذش لایه‌های پنهان زندگی را به آنها نشان می‌دهد. ایلناز نماد کسانی است که برچسب «غیرقابل‌اعتماد» خورده‌اند، اما اقیانوسی از همدلی در دل دارند.

    دکمه بازگشت به بالا