از نگاه لوتوس

کیف نقاشی؛ سفینه‌ای برای نظمِ خلاق

ابزارهایی که لوتوس بدون آن‌ها به جایی نمی‌رسد (و شاید با آن‌ها هم نرسد).

کیفِ نقاشیِ‌ام را که باز می‌کنم، اولین چیزی که می‌بینی نظم است. نه نظمِ خشک و نظامی، بلکه نظمی که از دلِ تجربه زاده شده. برس‌ها بر اساسِ سایز و جنسِ مو کنار هم چیده شده‌اند. رنگ‌ها بر اساسِ طیفِ رنگی مرتبند. مدادها تیز شده‌اند. پاک‌کن در جایِ خودش. این کیف، آینه‌یِ ذهنِ من است.

سال‌ها پیش، در یکی از کارگاه‌هایِ نقاشی، استادم گفت: «ابزارت را بشناس، قبل از اینکه قلم‌مو به دست بگیری». حرفش را جدی گرفتم. هر هنرمندی، یک رابطه‌یِ خاص با ابزارهایش دارد. پژوهشگرانِ حوزه‌یِ روانشناسیِ هنر معتقدند نظمِ فیزیکی در ابزارها، می‌تواند به نظمِ ذهنی و کاهشِ اضطرابِ خلاقانه کمک کند. وقتی برس‌ها منظم باشند، ذهنِ من هم منظم‌تر کار می‌کند. این یک انتخابِ آگاهانه است، نه یک وسواسِ اجباری.

چه چیزهایی در کیفِ من هست؟ برس‌هایِ مخصوصِ آبرنگ با مویِ طبیعی (سه سایزِ اصلی). برس‌هایِ تخت برای اکریلیک. یک کاردکِ فلزی برای بافت‌هایِ خاص. رنگ‌هایِ آبرنگِ حرف‌های با پیگمنت‌هایِ باکیفیت. مدادهایِ گرافیتی در درجه‌هایِ مختلف. پاک‌کن‌هایِ مخصوص. و مهم‌تر از همه، یک دفترچه‌یِ کوچک برای ایده‌هایِ ناگهانی. هیچکدام از این‌ها تصادفی انتخاب نشده‌اند. هر کدام، بعد از ماه‌ها آزمایش و خطا، جایِ خودشان را در کیف پیدا کرده‌اند.

نتیجه‌یِ عملیِ این نظم؟ وقتی به گالری می‌روم یا در خانه کار می‌کنم، دقیقاً میدانم چه چیزی کجاست. نیاز به جستجو نیست. انرژی‌ام صرفِ پیدا کردنِ ابزار نمی‌شود. این یعنی زمانِ بیشتری برای خلق کردن دارم.

البته، اعتراف می‌کنم: گاهی که عجله دارم، برس‌ها را درست سرِ جایشان نمی‌گذارم. و بعد، نصفِ شب، وقتی می‌خواهم نقاشی کنم، آن برسِ خاص را پیدا نمی‌کنم و مجبورم با یک برسِ دیگر کار کنم. نتیجه؟ نقاشی که شباهتی به چیزی که در ذهنم بود ندارد. اما راستش، گاهی آن نقاشی‌هایِ بی‌برنامه، جذاب‌تر از نقاشی‌هایِ حساب‌شده از آب درمی‌آیند. شاید نظم، همیشه بهترین جواب نباشد؛ اما من هنوز عاشقِ نظمِ کیفِ نقاشی‌ام هستم.

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا